محمد مهدیمحمد مهدی، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره

فرشته ی آسمونی

روز اومدنت

1392/11/20 16:04
نویسنده : مامانی
167 بازدید
اشتراک گذاری

محمد مهدی من 26 شهریور 92 پا به زمین گذاشت.هیچ وقت اون روز رو یادم نمیره.مامانی ترسوی تو واسه دیدنت شجاع شده بودلبخنداون روز هیچ ترسی نداشتم.واسه دیدنت لحظه شماری میکردم.اخه قرار بود بعد از 9 ماه پسرمو ببینم.روز تولد امام رضا بود.همه میگفتن اسمشو بذار رضا ولی من و بابایی از قبل نیت کرده بودیم که اسم ناز تو محمد مهدی باشه.من از امام رضا سلامتیتو خواستم

ساعت 8 صبح رفتیم بیمارستان.من و بابایی و مامان جون و خالهنیشخند

اونجا تا پرونده تشکیل بدن و کارای قبل از عملو انجام بدن و دکتر بیاد ساعت 3 شد.3.30 ظهر منو بردن اتاق عمل و ساعت 4 بود که تو به دنیا اومدی.قربونت بره مامانی هیچ وقت اون لحظه که دیدمت یادم نمیره.یه کوچولو گریه کردی.با اون چشمای سیاهت زل زده بودی بهم.مژه

ساعت 5 بود که بردنم تو بخش.بابایی منتظرمون بود.نمیدونی نگاش چه برقی داشت.بابایی عاشقته پسرمممممممممم

اون شب رو بیمارستان سپری کردیم.تو هم تا صبح گریه میکردی.بالاخره صبح شد.بعد از ناهار مرخص شدیم.اومدیم خونه.خونه یه حس دیگه داشت.اخه تو اومده بودی.از اونجا رفتیم خونه بابا و تا دو هفته مهمون بابابزرگ بودیم. مراسم دهم رو همون جا گرفتیم.بعد از دوهفته با پسر خوشگلمون اومدیم خونه و زندگی 3 نفرمون رو شروع کردیم

 

 

پسندها (1)

نظرات (1)

امیر محمد زینی وند
20 بهمن 92 16:02
سلام وبلاگ خوبی داری به وبلاگ من هم سر بزن ادرس وبلاگhttp://ftotheme.blogfa.com